در کوچه بیگانه بودم
چه کسی مرا به خانه آورد.
پایانی ندارد این خانه
که من در آن پاییز را
آغاز کردم.
بر همه خانه احاطه داشتم
به زبان
به ستاره
به تولد
فرمان از این خانه داشتم
که هنوز در احاطه پاییز
بود.
خانه ی مرا
نگاه کن
که چگونه در فصل آب می شود.
تو می توانی خانه ام را از باد
از تولد
رها کنی.
چون سراسر روز
شب است
کلید خانه را در چاه گم
می کنم.
قافیه در باد گم می شود- احمدرضا احمدی
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 0:13 قبل از ظهر
|