تبليغاتX
تربیت احساسات
چیز زیادی به خاطر ندارم.

فقط سیاهی می دیدم. نه نور، نه صدا.

بی تلاش، بی امید. چون همیشه.

اما تقدیر چون همیشه، خواسته هایم را به باد داد.

پس باز گشتم. زنده؛ با هفتاد و پنج ضربان قلب در هر دقیقه......

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 9:28 بعد از ظهر |