تبليغاتX
تربیت احساسات
چند روزیه که اتاقم پرده نداره. مامانم فکر می کرد که کثیف شده و هرچی اصرار کردم که تمیزه ؛ فایده نداشت. روز اول که بازش کرد ،اتاق سفید به نظر می آمد ؛ نور مستقیمی که از لابه لای کرکره هجوم می آورد ، کمی برایم جالب بود. اما حالا اتاق می ترساندم. سفیدی یک دستش آزار دهنده است. تا قبل از این، دوست داشتم که پرده را کامل کنار بزنم ؛ بی کرکره ،بی توری. اما حالا نه جرات باز کردن پنجره رو دارم ؛ نه کنارزدن توری و کرکره.
انگار که این دیوارهای سفید همه از شیشه اند . . .
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 4:32 بعد از ظهر |